سردار دل‌ها و  قضاوت تاریخ

دکتر شعیب بهمن

شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی که به گواه دوست و دشمن یکی از برجسته‌ترین و تاثیرگذارترین افراد در ایران و جهان اسلام بود، در عین اندوه و حزنی که برای ایرانیان و مظلومان منطقه بر جای گذاشت، قطعا دارای آثار پر برکتی نیز خواهد بود.  بی شک آنچه کارنامه پر افتخار سردار سلیمانی کم داشت، «شهادت» بود که به آن نائل شد.

سردار سلیمانی نه تنها نماد اقتدار و امنیت ملی در داخل ایران ، بلکه بین‌المللی‌ترین چهره مقاومت در جهان اسلام و مبارزه با تروریسم و اشغالگری نیز بود. به همین دلیل قضاوت تاریخ با توجه به کارنامه او اهمیت می یابد. به خصوص که اینک با توجه به شهادت این سردار بزرگ، زمان قضاوت فرا رسیده است.

قضاوت تاریخ و تاریخ قضاوت

همانقدر که تاریخ دیروز برای امروز اهمیت دارد، وقایع فعلی نیز برای آینده دارای اهمیت هستند. اگر مردم ایران امروز به مقاطعی از تاریخ دور خود می بالند و از بی کفایتی شاهان قاجار یا وابستگی رژیم پهلوی به غرب سخن می گویند، همگی به این دلیل است که زمان درباره تمام وقایع قضاوت خواهد کرد. اگر چه «قضاوت تاریخ» امری مهم است، اما «تاریخ قضاوت» نیز دارای اهمیت است. زیرا ممکن است ابعاد و پیامدهای یک رویداد در زمان حاضر خود برای همگان روشن و واضح نباشد اما در ادوار بعد اهمیت آن آشکار شود. آنچه امروز حول و حوش شهادت سردار سلیمانی و مبحث سیاست خارجی ایران در منطقه و چرایی حضور جمهوری اسلامی در پروندهای فعال غرب آسیا می گذرد نیز بیانگر همین امر است. به نحوی که این حضور از سوی برخی با دیده تردید نگریسته می شود و حتی نادرست و دارای بار منفی و به ضرر منافع ملی تلقی می شود. با این حال بررسی عمیق‌تر و دقیق‌تر تاریخ معاصر نشان می دهد که در حال حاضر به رغم تمام فشارها، تحریم ها و هجمه های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی، ایران در حال حاضر در شرایطی قرار گرفته که دست کم از زمان افول صفویان به بعد، هیچگاه در چنین منزلتی قرار نداشته است.

قضاوت تاریخ در این برهه از زمان اهمیت می یابد که ایرانیان همانقدر که به تاریخ دور و گذشته با شکوه خود افتخار می کنند، از رویدادهای تاریخ معاصر دست کم در چهار سده اخیر ناراضی هستند. زیرا این رویدادها ایران را از کشوری قدرتمند به یک واحد سیاسی تبدیل کردند که هم به دلیل ضعف حکام داخلی و هم هجوم، توسعه‌طلبی و دخالت های بیگانگان، به کشوری تجزیه شده، ضعیف و وابسته مبدل شد. به همین دلیل است که قضاوت تاریخ درباره سلسله هایی همچون قاجار و پهلوی، قضاوتی منفی است.

وضعیت کنونی ایران دارای تفاوت های اساسی با دوران معاصر خود است. زیرا نه همچون دوران قاجار در پی جنگ تحمیلی، اراضی خود را از دست نداد و نه همچون دوران پهلوی، خود را سر سپرده امریکا و کشورهای اروپایی نکرده است. اگر چه این استقلال برای ایران دارای هزینه های زیادی بوده، اما سیاست مستقل باعث شده که جمهوری اسلامی در منطقه غرب آسیا از نفوذ قابل توجهی برخوردار شود؛ نفوذ و اقتداری که هیچ گاه در سده های معاصر وجود نداشته است. به نحوی که مقامات آمریکایی برای برجسته کردن این نفوذ بارها از تسلط ایران بر چهار پایتخت سخن گفته اند. اگر چه ماهیت نفوذ ایران با تبلیغات منفی و ادبیات رایج در غرب و رسانه های غربی کاملا تفاوت دارد، اما واقعیت آن است که امروز قدرت ایران در سراسر منطقه گسترده شده است؛ قدرتی که توانسته هم امنیت ملی کشور را تضمین کند و هم تامین کننده منافع ملی باشد.

مظهر قدرت و امنیت ایران

در نقطه کانونی گسترش نفوذ و اقتدار منطقه ای ایران بی شک هیچ فردی برجسته‌تر از سردار قاسم سلیمانی نیست؛ فردی که درباره او در رسانه های غربی افسانه‌پردازی های زیادی صورت گرفته است؛ فردی که در صدر ۱۰ متفکر برجسته نظامی مجله فارن پالیسی قرار گرفته و با حضور موثر خود در میدان نبرد با تروریسم، نه تنها در قلب ایرانیان، بلکه در قلب مردم منطقه نیز جای محکمی باز کرده است.

سردار سلیمانی و نیروی قدس با مدیریتی که در بحران‌های منطقه انجام دادند، نه تنها جایگاه جمهوری اسلامی ایران را ارتقا بخشیدند، بلکه این نیرو را نیز به عنوان عامل و بازیگری مهم در تحولات منطقه‌ای و جهانی تثبیت کردند. این موضوع بارها مورد تأیید مقامات سیاسی، نظامی و تحلیلگران غربی، عربی و صهیونیست قرار گرفته است. واقعیت‌های منطقه و نقشی که نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی سردار سلیمانی در مدیریت بحران‌های غرب آسیا ایفا کرده، نفوذ ایران را در لبنان، افغانستان، عراق، سوریه و یمن گسترش داده است. با توجه به نقشی که سردار سلیمانی به عنوان فرمانده نیروی قدس در تحولات و بحران‌های منطقه‌ای داشته، توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

  1. شخصیت، شیوه مدیریت و سبک فرماندهی سردار سلیمانی، مبحثی فراتر از یک شخص است. در واقع سردار سلیمانی تجلی عینی ایده مدیریتی برآمده از انقلاب اسلامی است. به نحوی که می‌توان وی را مدل عینی الگوی انسانی انقلاب اسلامی ترسیم کرد. همین امر باعث جذابیت شخصیت، منش، رفتار و عملکرد وی در عرصه‌های مختلف شده است.
  2. سردار سلیمانی مظهر کامیابی و پیروزی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و عرصه سیاست خارجی است و موفق شده تحلیل‌های غربی‌ها در خصوص ناکارآمدی انقلاب اسلامی در عرصه‌های مختلف را بی‌اثر نماید. با توجه به اینکه کشورهای غربی طی سال‌های گذشته سعی کرده‌اند به انحای مختلف، انقلاب اسلامی را ناکارآمد و ناتوان جلوه دهند، اقدامات سردار سلیمانی تحلیل‌های آنها را بی‌تأثیر کرده است.
  3. روش سردار سلیمانی در حل و فصل پرونده‌های حساس، منحصربه‌فرد و بسیار مهم است. به نحوی که وی در مسائل مختلف چنان مدیریت و عمل کرده که بازیگران خارجی متحیر مانده‌اند. در واقع سردار سلیمانی موفق شده پرونده‌هایی را حل و فصل کند که آمریکایی‌ها و بسیاری از بازیگران منطقه‌ای قادر به آن نبوده‌اند.
  4. سردار سلیمانی موجب نقش برآب‌شدن بسیاری از نقشه‌های کشورهای غربی شده است. در شرایطی که دشمنان انقلاب اسلامی قصد داشتند نظام جمهوری اسلامی را از درون تخریب و دچار فروپاشی و استحاله کنند، اقدامات سردار سلیمانی نه تنها از چنین امری جلوگیری کرد، بلکه نشان داد که همچنان آرمان‌های انقلاب پابرجا مانده‌اند و با قوت بیشتری در ایران و سراسر جهان اسلام در حال پی‌گیری و تحقق است. بنابراین پیروزی‌های نیروی قدس و سردار سلیمانی باعث شد که آرمان‌های انقلاب نه فقط در داخل کشور، بلکه در سطح منطقه نیز زنده و پویا باقی بماند و پروژه غربی‌ها مبنی بر استحاله و بی‌ارزش کردن آرمان‌ها بی‌اثر شود.
  5. سردار سلیمانی و نیروی قدس طی سال‌های گذشته موفق شده‌اند نقش مهم و تأثیرگذاری در مسیر انقلاب اسلامی ایفا نمایند. به نحوی که مهم‌ترین پیروزی‌های جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه به واسطه اقدامات سردار سلیمانی و نیروی قدس به دست آمده است. همین امر باعث شده که نیروی قدس و سردار سلیمانی به عنوان مهم‌ترین عامل تسهیل‌کننده صدور انقلاب اسلامی به جهان اسلام، در کانون توجه قرار گیرند.
  6. سردار سلیمانی و نیروی قدس طی سال‌های گذشته موفق به روندسازی در منطقه شده‌اند. شکل دادن به جبهه مقاومت اسلامی و متحد کردن نهضت‌های آزادی‌بخش در منطقه و جهان اسلام، مسئله بسیار مهمی است که از دید غربی‌ها پنهان نمانده است. این در حالی است که غربی‌ها و کشورهای عربی با هزینه‌های بسیار گزاف موفق به ایجاد هیچ روندی در منطقه نشده‌اند. بنابراین روندسازی و شکل‌دهی به گفتمان مقاومت یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سردار سلیمانی در منطقه محسوب می‌شود.
  7. سردار سلیمانی یکی از برجسته‌ترین استراتژیست های نظامی در حوزه جنگ های ترکیبی و دفاع نامتقارن بود. به دلیل همین تبحر و هوش و استعداد بود که هم در برابر اشغالگری و تجاوز آمریکا در منطقه و هم در مبارزه با گروه های تروریستی همچون داعش موفق بود. آمریکا با به شهادت رساندن سردار سلیمانی تنها به حذف فیزیکی یک فرمانده ایرانی نمی اندیشید، بلکه حذف یکی از بزرگترین استراتژیست های نظامی جهان را دنبال می کرد.

در مجموع نگاهی به فعالیت های سردار سلیمانی در طول سال های گذشته نشان می دهد که اقدامات ایشان، از یک سو باعث تامین امنیت و منافع ملی کشور شده و از سوی دیگر نفوذ و اقتدار ایران را در منطقه غرب آسیا به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داده است. به نحوی که جایگاه کنونی ایران در منطقه و نظام بین الملل به هیچ وجه قابل قیاس با دوران معاصر خود نیست. بی شک درباره این موقعیت بی‌نظیر و همچنین نقش سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، تاریخ قضاوت های بهتری خواهد کرد…

پاسخی بگذارید

*