شعیب بهمن در گفتگو با الوقت بررسی کرد: آیا ترکیه علیه سوریه وارد جنگ خواهد شد؟

الوقت- پیشروی های سریع ارتش سوریه در جریان عملیات آزادسازی ادلب و در مقابل آن تلاش گسترده ترویست‌ها و حامیان خارجی آنها بویژه دولت ترکیه برای متوقف کردن این روند به هر طریق ممکن که به حمله کم سابقه هواپیماهای ارتش سوریه به کاروان تجهیزات ارسالی ترکیه برای کمک به تروریست‌ها و کشته شدن چندیدن سرباز ترک منجر شد، تنش‌ها در این منطقه را به شدت افزایش داده است. اردوغان ضمن اینکه به صورت مداوم تهدید به انتقام گیری سرسختانه از ارتش سوریه و آغاز عملیات نظامی در خاک سوریه برای جلوگیری از تداوم حملات ارتش سوریه به تروریست‌ها می کند از طرف دیگر از انجام مذاکرات با روسیه برای دستیابی به توافقی حدید در مورد ادلب خبر می دهد. با این حال ارتش سوریه روز گذشته نیز همچنان به عملیات خود ادامه داده و تروریست ها را از بخش های دیگری از استان ادلب بیرون کرد. در این شرایط با توجه به اهمیت این موضوع الوقت برای بررسی بیشتر به گفتگو با شعیب بهمن کارشناس مسائل روسیه پرداخته است.
ادلب برای بازیگران اصلی صحنه تحولات سوریه از چه اهمیتی برخوردار است؟
ادلب به هر حال یکی از مناطق مهم سوریه به حساب می اید یعنی به صورت تاریخی هم از لحاظ جغرافیایی در ترکیب سرزمینی سوریه و هم از لحاظ اقتصادی یکی از شهرهای مهم این کشور به حساب می آمده و با توجه به اینکه در مجاورت با ترکیه نیز قرار دارد عملا اهمیت این منطقه افزایش یافته است. علاوه بر این در طول بحران چند سال اخیر سوریه با توجه به اینکه یکی از سرپل های اصلی ارتباط معارضین و حامیان خارجی آنها به شمار می آمده اهمیت این منطقه دوچندان شده است.
در حال حاضر اهمیت ادلب به این دلیل است که آخرین منطقه ای است که باقی مانده گروه های تروریستی در آن فعالیت دارند و سرنوشت ادلب و پاکسازی ترویست ها از این منطقه می تواند سوریه را کاملاً از بحران نظامی خارج کند و دوره ای جدید برای این کشور آغاز شود.
درنتیجه با توجه به اینکه اهمیتی که ادلب در خصوص پایان یافتن بحران سوریه و تکمیل حلقه محاصره و بیرون راندن گروه های تروریستی دارد از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
در بین بازیگران حاضر علاوه بر دولت سوریه که هدف بیرون راندن تروریست‌ها از سرزمین خود را دنبال میکند دولت روسیه هم هدف مشابهی دارد و تصور روسها این است که ادلب باید پاکسازی شود و ثبات و آارمش در این منطقه بوجود بیاید.
در طرف مقابل اما دولت ترکیه قرار دارد که با توجه به اینکه در طی سالیان گذشته همواره از گروه‌های معارض و تروریستی حمایت کرده قاعدتاً خواهان افزایش فشار بر این گروه ها در محدوده ادلب نیست و به همین دلیل است که با عملیات آزادسازی این منطقه مخالفت کرده و در نقطه مقابل سوریه و روسیه قرار گرفته است.
ترکیه و روسیه تاکنون حداقل در دو نوبت به توافقاتی در مورد آتش بس در ادلب دست یافتند که به دلیل ناتوانی ترکیه در اجرای تعهداتش ناکام ماند. دلایل این ناکامی ترکیه را چه می دانید؟
علت اصلی ناکامی و یا عدم پایبندی ترکیه به تعهدات خود با روسیه در مورد ادلب، سردرگمی و بن بستی است که دولت ترکیه در آن گرفتار شده است به این معنا که حمایت چند ساله دولت ترکیه از گروه های تروریستی به آنها ماهیت شکلی بخشیده است که آنها را نمی توان در هرجایی اسکان داد لذا با توجه به تعداد زیادی که در ادلب باقی مانده اند و همچنین خانواده‌های آنها عملا دولت ظرفیت پذیرش و اسکان آنها در داخل قلمرو سرزمینی خود را ندارد بخصوص با توجه به آموزش های نظامی که این افراد دیده اند  در مواقع مقتضی می توانند حتی بر علیه خود ترکیه نیز عمل کنند. بنابراین دولت ترکیه نه تنها از لحاظ اقتصادی قابلیت پذیرش این افراد را ندارد بلکه از لحاظ امنیتی هم این موضوع را به مثابه یک چالش بزرگ برای خود قلمداد می کند کما اینکه در گذشته هم بارها این اتفاق افتاده است که گروه های ترویستی به حامیان خارجی خود پشت کرده و اهداف خاص خود را پیگیری کنند.
در چنین شرایطی که ترکیه نمی تواند زمینه را برای پذیرش این افراد و خانواده های آنها را ندارد عملاً گزینه دیگری نیز برای جابجایی تروریست‌ها در دسترس نیست. یک گزینه گزینه لیبی بوده که در طی ماه‌های گذشته صحیت هایی در این خصوص مطرخ شده که ترکیه بخشی از این تروریستها را به این منطقه انتقال داده است اما این امر با چالش های مختلفی همراه است و اکان انتقال گسترده این افراد به لیبی وجود ندارد.
همچنین یکی دیگر دلایل عدم اجرای تعهدات توسط ترکیه آن است که آنکارا معتقد است که در صورت حل مسئله ادلب عملاً بخشی از توان و ظرفیت بازیگری این کشور در بحران سوریه از بین خواهد رفت. در نتیجه از نظر دولت ترکیه هرچه مسئله ادلب ادامه پیدا کند و یا حتی اگر ترکیه بتواند حضور گروه های تروربستی را در این منطقه تضمیمن و حمایت کند در یک چنین شرایطی قاعدتا موقعیت برای ایفای نقش موثرتر ترکیه در روند تحولات آتی بویژه فرآیند سیاسی حل بحران افزارش پیدا می کند. در نتیجه یکی دیگر دلایل عدم پایبندی ترکیه به تعهداتش آن است که ادلب و حضور گروه های تروریستی در ادلب را به عنوان ابزار و برگ بازی در معادلات آینده می بیند و نمی خواهد که این برگ بازی را از دست بدهد.
تا چه اندازه امکان شکلگیری توافق جدید میان روسها و ترکیه در مورد ادلب را میسر می دانید؟ چنین توافق احتمالی چه تفاوت هایی با توافقات پیشین خواهد داشت؟
امکان شکلگیری توافقات جدید میان ترکیه و روسیه در مورد ادلب بسیار زیاد است بویژه که ترکیه برای جلوگیری از پیشروی های ارتش سوریه ابراز تمایل کرده است که با روسها وارد مذاکره شود. در ظرف مقابل روسیه هم باب مذاکره هیچگاه بسته نبوده. اما اینجا دو نکته حائز اهمیت است؛ نکته اول اینکه هر نوع توافق جدید باید یک مبنای زمانی داشته باشد به این معنی که باید دو طرف به یک زمانبندی مشخص برای خروج گروه های تروریستی از ادلب برسند و وجود این زمابندی در نهایت ترکیه را ناگذیر خواهد کرد که اگر بخواهد به این موضوع تن دهد باید از برگ برنده خود در مذاکرات چشم پوشی کند.
نکته دوم آنکه به هر حال توافقاتی که تا کنون صورت گرفته از دوام و قوام برخوردار نبوده و بعضا هر کدام از طرفین بر مبنای مقتضیات و منافع و اهدافی که داشته توافق را نقض کرده است بنابراین با وجود امکان شکلگیری توافق جدید اما قاعدتاً این توافق نمی تواند از استحکام چندانی برخوردار باشد زیرا ترک‌ها از دست دادن ادلب را به معنای تضعیف موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک خود در سوریه می دانند اما روسها خواهان تسلط دولت مرکزی بر ادلب هستند.
طی ماه های گذشته سوریه و محور مقاومت بر بازپسگیری ادلب و پیشبردن عملیات ادلب تاکید داشته اند . شرایط پایبندی دمشق به توافقات احتمالی میان روسیه و ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
مهمترین مسئله ای که می تواند منجر به پایبندی دولت سوریه به توافقات آتی میان ترکیه و روسیه شود همان مسئله تعیین زمانبندی خروج گروه های تروریستی از ادلب خواهد بود که البته باید طولانی مدت نیز نباشد. در این صورت چنین توافقی با موافقت دولت سوریه مواجه خواهد شد چرا که دمشق تمایل ندارد که آتش جنگ و درگیری در کشور گسترش یابد یا در این بین افراد بی گناه جان خود را از دست بدهند و یا ویرانی های گسترده تری در شهرها ایجاد شود. بنابراین این احتمال که دولت سوریه با یک توافق مبنی بر زمانبندی خروج مسلحین و خانواده های آنها موافق کند وجود دارد اما این زمانبندی نباید طولانی مدت و دراز مدت باشد زیرا در غیر این صورت دمشق برای اینکه بتواند سریعتر آرامش و ثبات را به کشور بازگرداند حتی اگر ناگزیر باشد برای بیرون راندن گروه های تروریستی از ادلب اقدام خواهد کرد.
دولت ترکیه به صورت مداوم در حال تهدیدات نظامی علیه ارتش سوریه است. ترکیه تا چه اندازه قادر است که به این تهدیدات جنبه اجرایی ببخشد؟
بررسی سوابق رفتاری ترکیه در سوریه نشان می دهد که آنکارا تاکنون از تمامی ابزارهای موجود و ممکن استفاده کرده یعنی از حمایت لجستیکی، تسلیحاتی و اطلاعاتی و مالی از گروه های تروریستی گرفته تا حضور مستقیم نظامی در خاک سوریه؛ گزینه های مختلفی بوده که دولت اردوغان آنها را در خاک سوریه آزموده است کما اینکه چندین بار عملیات نظامی گسترده بویژه در شمال سوریه انجام داده و یا بارها در نقاط مختلف سعی کرده پست های دیدبانی تاسیس کند تا حضور و نفوذ خود را رسمیت ببخشد. حال در شرایط فعلی با به این دلیل که آنکارا در یک نوع بن بست قرار گرفته است امکان هر نوع رفتاری از این کشور را می توان محتمل دانست. ترکیه نه می‌تواند معارضین را از خاک سوریه خارج کند، نه می تواند خودش پذیرای آنها باشد و نه می تواند این مسئله را بپذیرد که در آینده ابزار ایفای نقش و بازیگری‌اش در سوریه را از دست بدهد بویژه که ترکیه به خوبی آگاه است که پس از به پایان رسیدن مناقشه ادلب دمشق با کنترل مرزها با ترکیه راه هرگونه حمایت لجستیکی از گروه های تروریستی از طریق خاک ترکیه را خواهد بست؛ ضمن اینکه در مرحله بعد هدف بلندمدت دمشق آن است که برنامه ای که ترکیه طی ماه های اخیر در شمال سوریه به بهانه جداسازی کردها در حال اجرای آن است را خنثی کند.
در نتیجه از نظر ترکیه از دست دادن ادلب به معنای زمینه به چالش کشیده شدن بیشتر اهداف خود توسط دولت سوریه در آینده می باشد به همین دلیل امکان هر نوع اقدامی حتی انجام عملیات نظامی مستقیم علیه ارتش سوریه از سوی ترکیه وجود دارد؛ هرچند که چنین درگیری گسترده نخواهد بود بلکه ترک‌ها سعی خواهند کرد که به صورت محدود، نقطه به نقطه و مدیریت شده وارد چنین رویارویی شوند بخصوص که روسیه هم در طرف دولت سوریه قرار دارد و آنکارا از رویارویی با روسها اجتناب می ورزد. در نتیجه به رغم اینکه احتمال اقدام نظامی ارتش ترکیه وجود دارد اما آنکارا با چالشها و محدودیت هایی نیز مواجه است و همین مساله هم می تواند رفتار آتی ترکیه را توازن بخشیده و متعادل کند.

پاسخی بگذارید

*