گروه سیاسی ــ نشست «شهادت سردار سلیمانی: بررسی تحولات و پیامدها بر محیط بینالملل» عصر امروز ۱۵ بهمنماه در پژوهشکده تحقیقات راهبردی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ایکنا، در ابتدای این نشست، ابوذر گوهریمقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) درباره اهداف آمریکاییها از ترور سردار سلیمانی و سناریوهای آینده اظهار کرد: شهادت سردار سلیمانی تاکنیکی نبود، بلکه راهبرد بود. همچنین این اقدام با هدف حذف قدرت منطقهای ایران با ابزارهای سخت صورت گرفت.
وی در ادامه به برخی سناریوها پس از ترور سردار سلیمانی اشاره کرد و گفت: یکی از این سناریوها این است که آمریکاییها به اروپاییها فشار میآورند که مکانیزم ماشه را علیه جمهوری اسلامی ایران فعال کنند. همچنین سناریوی دیگر این است که فشارهای افتصادی علیه ایران را تشدید کنند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه امام صادق(ع) گفت: معتقدم بعد از شهادت سردار سلیمانی، شیطنت کشورهای عربی منطقه نیز بیشتر خواهد شد. همچنین با این اقدام، پیشبرد معامله قرن عملیاتی میشود و اساساً یکی از دلایل اقدام آمریکاییها به ترور سردار سلیمانی همین موضوع بود.
در ادامه این نشست، حامد وفایی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، درباره نگاه چینیها به ترور سردار سلیمانی گفت: جمعبندی مقامات رسمی چین موضعی بیطرفانه با ژستی حکیمانه و تأکید بر پایبندی طرفین به قواعد بینالمللی و البته اعلام مقصر بودن آمریکاییها در این ماجرا بوده است.
وی افزود: فاز دوم واکنشها، مقالات و یادداشتهای کارشناسان چینی بوده که تأکید کردند آمریکا آغازگر این بحران در خاورمیانه بوده است و همچنین اقدام ترامپ در ترور سردار سلیمانی را احمقانه و انگشت کردن در لانه زنبور معرفی کردند و حتی تأکید داشتند حق انتقام برای جمهوری اسلامی محفوظ است.
وفایی گفت: همچنین برخی کارشناسان چینی ترور سردار سلیمانی را اقدامی مهم از سوی ترامپ به عنوان نشانه رفتن قلب رهبر ایران قلمداد میکردند. برخی نیز معتقد بودند این اقدام به عنوان آغازی برای پایان یافتن قدرت آمریکا در خاورمیانه و باعث قدرت گرفتن چین در منطقه است.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران اظهار کرد: میتوان گفت که عمده کارشناسان چینی نگاه حمایتی نسبت به ایران داشتند. افکار عمومی نیز در چین بسیار مهم است و از قضا در حوزههای بینالمللی، آزادی قابل توجهی برای اظهار نظر به ویژه درباره ایران، آمریکا و ژاپن وجود دارد و این برای ما بسیار مهم است که بدانیم در افکار عمومی چین چه نگاهی نسبت به ایران و ترور سردار سلیمانی وجود دارد. در گام اول ترور، در فضای عمومی چین شاهد یک محکومیت بودیم و اکثر مردم چین این اقدام را نشانه ترسو بودن آمریکا میدانستند.
وی افزود: برخی از مردم چین نیز به حضور سردار سلیمانی در لیست تروریستی سازمان ملل اشاره میکردند، اما این اشتباه است، چون ایشان در لیست ترور آمریکا بودند، نه سازمان ملل، و اقدام آمریکا هم اقدامی یکجانبه بود. بعد از ضربه موشکی ایران، قدرت موشکی کشورمان در چین بسیار مورد توجه قرار گرفت. در فضای مجازی تأکید میشد که ایران به شکل بسیار دقیقی اهداف آمریکایی را هدف قرار داده است. در فضای مجازی بسیاری این را حق ایران میدانستند که از آمریکا انتقام بگیرد.
وفایی بیان کرد: بعد از قضیه هواپیمای اوکراینی، آن فضای مثبتی که نسبت به ما وجود داشت، تا حدودی تغییر کرد، اما بعد از اعلام تلفات پایگاه عینالاسد از سوی آمریکاییها، اکنون دوباره کلیدواژه دروغگویی آمریکاییها در فضای عمومی چین به میزان زیادی مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از چینیها از این دروغگویی آمریکاییها انتقاد میکردند.
وی بیان کرد: بعد از اتفافات و اغتشاشاتی که مربوط به بنزین در ایران رخ داد، در رسانههای چینی فضای بدی نسبت به ایران شکل گرفته بود، چراکه آنها هم از دریچه رسانههای غربی همانند رویترز به ایران نگاه میکنند، اما بعد از تشییع پیکر سردار سلیمانی، افکار عمومی چین به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و فضا نسبت به ایران تغییر کرد. با این حال، بعد از کشته شدن تعدادی از هموطنان در کرمان و در هواپیمای اوکراینی، این فضا تا حدودی منفی شد.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان سخنان خود گفت: چین بر روی تحولات آسیای مرکزی و مبارزه با تروریسم در این منطقه بسیار حساس است و بعد از ترور سردار سلیمانی حساسیت نسبت به این موضوع در چین بیشتر شده است.
ایران باید جایگاه خود را به عنوان سوژه مشخص کند
در ادامه این نشست، سیدمحمد هوشیسادات، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به بیان نکاتی درباره تأثیرات ترور سردار سلیمانی بر آینده خاورمیانه پرداخت و گفت: رویکرد چهل سال اخیر جمهوری اسلامی ایران کاملاً با دوران قبل از آن متفاوت بوده است. در دوران پهلوی دوم، ایران نظم منطقهای را تعریف میکرد، اما رکنی از ساختار بینالمللی بوده است، لذا تنها دورهای که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کاملاً مستقل بوده، در همین چهل سال اخیر بوده است.
وی افزود: اگر ما بخواهیم برخلاف جریان آب شنا کنیم، طبیعتاً هزینههای خاص خود را دارد. ما نظم بینالمللی را به شکل کنونی آن قبول نداریم و در قانون اساسی هم به ضدیت با این هژمونی اشاره شده است. همچنین جمهوری اسلامی ایران معتقد به تغییر در نظم منطقهای است.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران یادآور شد: رکن اصلی تغییر در نظم منطقهای نیز خروج نیروهای بینالمللی از این منطقه است. آرمان ما ممکن است با آرمان چینیها یکی باشد و آنها به دنبال جهان بدون هژمونی آمریکا و ما هم منطقه بدون آمریکا باشیم، اما نگاه ما انقلابی و دفعی است؛ در حالیکه حدود چهارده پایگاه آمریکایی در اطراف ما وجود دارد و حتی آمریکاییها قصد دارند بعد از ترور سردار سلیمانی و واکنش موشکی ایران، سه پایگاه نظامی جدید در اقلیم کردستان ایجاد کنند. بنابراین باید تکلیف خود را مشخص کنیم که آیا نگاه ما در این زمینه انقلابی یا اصلاحی است. همچنین باید جایگاه خود به عنوان سوژه را مشخص کنیم.
هوشیسادات تأکید کرد: هدف آمریکاییها مهار جمهوری اسلامی ایران و تأمین امنیت اسراییل است. همچنین آنها باید کنترل شریانهای حیاتی و انرژی خاورمیانه را داشته باشند. از سوی دیگر اگر میخواهیم به عنوان یک سوژه تأثیرگذار باشیم، باید در ابتدا در حوزه داخلی مدیریتی خوب و قوی داشته باشیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران اظهار کرد: سردار سلیمانی شخصی عملگرا بود. وی روسیه را با نگاهی عملگرایانه وارد سوریه کرد و این نشاندهنده توان دیپلماسی وی هم بود. لذا باید در داخل وحدت داشته باشیم تا بتوانیم در عرصه بینالمللی هم دارای اقتدار باشیم. به نظرم بسیار سخت است که شخصیتی مشابه سردار سلیمانی در کشور ما تکرار شود، اما یکی از شروط اقتدار منطقهای ما در آینده این است که در داخل کشور وحدت داشته باشیم.
ابتکار عمل سردار سلیمانی
در ادامه این نشست، شعیب بهمن، کارشناس مسائل اوراسیا درباره روابط ایران و روسیه در دوران سردار سلیمانی و پس از آن گفت: نام سردار سلیمانی با سیاست خارجی ایران عجین شده بود و به نظرم با توجه به شهادت ایشان فرصت مهیاست که تاریخ درباره سردار سلیمانی قضاوت کند. درباره حضور منطقهای ایران دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برخی مخالف این حضور هستند و برخی نیز معتقدند برای ایران ضروری است که با توجه به بحرانهای متعددی که در منطقه وجود دارد در این مناطق حضور داشته باشد.
وی تأکید کرد: سردار سلیمانی مظهر کامیابی و پیروزی سیاستهای منطقهای ایران شناخته میشد. روش وی بسیار منحصر به فرد بود و بسیاری از خطرات علیه امنیت ملی ما از سوی ایشان به نحوی مدیریت شد که تبدیل به فرصت شدند. روش سردار سلیمانی مبتنی بر روندسازی و گفتمانسازی بود و به همین دلیل امروز مشاهده میکنیم که جبهه مقاومت در منطقه بسیار قوی شده و حتی آمریکاییها نمیتوانند قدرت مقاومت در منطقه را نادیده بگیرند.
بهمن افزود: در تاریخ معاصر، روابط ایران و روسیه مقاطع مختلفی از جمله انقلاب اسلامی، فروپاشی شوروی و سفر آیتالله هاشمی رفسنجانی به روسیه داشته است، اما معتقدم هیچ واقعهای در روابط ایران و روسیه به اندازه توافق سردار سلیمانی و ولادمیر پوتین وجود نداشته است. این توافق اگرچه محرمانه بود و بعداً کمی از آن افشا شد، اما فصلی جدید از روابط ایران و روسیه را رقم زد، چون وی پوتین را راضی کرد وارد یک درگیری نظامی در سوریه شود.
این کارشناس مسائل اوراسیا ادامه داد: این توافق از دو جهت روابط دوجانبه و بینالمللی دارای اهمیت است. از یک طرف منجر به روابط امنیتی نزدیک ایران و روسیه شد. همچنین فتح بابی شد که روسها سامانه اس ۳۰۰ را به ایران بدهند. از سوی دیگر، فضای بیاعتمادی که نسبت به روسیه وجود داشت، با این توافق و قدرت اقناعکنندگی سردار سلیمانی از بین رفت.
وی افزود: در ابعاد منطقهای و بینالمللی بعد از این توافق، ورق به نفع دولت سوریه برگشت و دولت این کشور در موضع قدرت قرار گرفت و بقیه مناطق در حال آزاد شدن است. نکته دیگر، شکست سیاستهای کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان علیه ایران در سوریه بود. لذا سردار سلیمانی با این ابتکار عمل خود اتفافات مهمی را در منطقه رقم زد.
بهمن اظهار کرد: اینکه سردار سلیمانی توانست چنین توافقی را رقم بزند، نشان میدهد که ایران قابلیت ائتلافسازی با کشورهای مخالف جهان غرب را داراست و این اقدام به عنوان یک حرکت مهم ثبت خواهد شد. بعد از این ماجرا مشاهده کردیم که ابتکار حل منازعات منطقهای از دستان غرب خارج شد و یک روند مذاکراتی شروع شد که کشورهای غربی در آن حضور نداشتند؛ در حالیکه در تمام بحرانهای قبلی حتما غربیها باید در یک طرف ماجرا حضور میداشتند.
وی در پایان سخنان خود گفت: طبیعتاً شهادت سردار سلیمانی واکنش روسها را در پی داشت و شاهد پیامهای تسلیت مقامهای مختلف روسیه در محکومیت این اقدام آمریکاییها بودیم. این شهادت ضایعهای جبرانناپذیر بود، اما معتقدم سیاست خارجی ایران نسبت به سایر کشورها و از جمله روسیه تغییر نخواهد کرد. سیاست روسها هم از لحاظ راهبردی با ایران همسان است، اما اینکه چگونه میخواهیم بعد از سردار سلیمانی این روابط را پیش ببریم، جای بحث بیشتری دارد.
در ادامه، بهزاد احمدیلفورکی، مدیرگروه سیاست خارجی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری درباره دیدگاه اروپایی نسبت به ترور سردار سلیمانی گفت: روابط ما با اروپا روابط پیچیدهای شده است. سیاست دارای جنبههای منفی هم هست، ما در جاهایی خوب عمل نکردیم و لازم است به این جنبه هم توجه کنیم. اروپاییها نسبت به شهادت سردار سلیمانی یا بیتفاوت بودند یا با ادبیات بسیار نرمی از این اقدام آمریکاییها حمایت کرده و بحث خویشتنداری طرفین را نیز مطرح کردند.
وی افزود: این رفتارها اصلاً جای تعجب ندارد. اما آنها بسیار سعی کردند خویشتندار باشند. از سوی دیگر، شهادت سردار سلیمانی باعث شد اروپاییها ظهور و بروز بیشتری در منطقه داشته باشند. اکنون نگاه اروپاییها از نگاه هنجاری خارج شده و به عملگرایی نزدیک شده است و ایران را هم در حوزه فعالیت خود قرار دادهاند.
احمدی بیان کرد: امروز اروپا در سه قسمت دارای نگرانی است که یکی ساحل شمال آفریقا است که ایران در آنجا حضوری ندارد. دیگری شامات است که اتفاقاً در آنجا هم ترکیه و روسیه بازیگرهای اصلی هستند و سومی خلیج فارس است که در هر سه مورد اروپاییها دارای موضع یکسانی هستند. با توجه به اینکه سردار سلیمانی در تمام این مناطق حضور داشت، بنابراین برای اروپاییها مهم است که شهادت ایشان چه تأثیری در این مناطق به ویژه افغانستان و خلیج فارس خواهد گذاشت.
مدیرگروه سیاست خارجی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری بیان کرد: نگرانی اروپاییها از ظهور مجدد داعش یک نگرانی جدی است. از سوی دیگر، اروپاییها عموماً در بیانیهها و رفتار خود تمایزات تاکتیکی و رفتاری با آمریکاییها دارند؛ هرچند که منافع مشترکی نیز دارند.
احمدی در پایان گفت: به نظرم شهادت سردار سلیمانی افکار عمومی منطقه را به سمت ایران سوق داده است. از سوی دیگر طبیعی بود که ایران بعد از این اقدام آمریکا، گام پنجم کاهش تعهدات برجام را اجرایی کند. این مجموعه اقدامات باعث نگرانی اروپاییها شد و لذا شهادت سردار سلیمانی را یک نقطه عطف میدانند.