گفتاری از شعیب بهمن در روزنامه اعتماد: تهدیدسازی دروغین

شعیب بهمن

 شعیب بهمن

ادعای وزیر خارجه و دیگر مسوولان امریکا در مورد نگرانی از انقضای تحریم تسلیحاتی علیه ایران در وهله اول اصلا یک تهدید نیست. ادعای اینکه ایران یک تهدید برای امنیت جهانی است، تبلیغ ایران هراسی است که امریکایی ها با بزرگنمایی ادعای واهی خطر ایران، تلاش می کنند سیاست خارجی خود را در منطقه و جهان پیش ببرند. در واقع امریکایی ها با استفاده از تبلیغات علیه ایران و  ادعای اینکه ایران تهدید برای کشورهای منطقه و جهان محسوب می شود، توانسته اند از لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی امتیازات بزرگی را از برخی کشورهای منطقه و فراتر از آن برای خود جمع کنند. مساله اینجاست که اصولا خریدهای تسلیحات و کل هزینه نظامی جمهوری اسلامی ایران بسیار کمتر از کشورهای پیرامونش در منطقه محسوب می شود. فقط کافی است رقم خریدهای تسلیحاتی عربستان سعودی و امارات متحده عربی سال به سال در دو دهه اخیر کنار هم قرار بدهیم، کل هزینه نظامی ایران در مقابل واردات سلاح های این دو کشور عربی با جمعیت بسیار کمتر از ایران، بسیار ناچیز به نظر می رسد. در نتیجه اصولا تبلیغ در مورد اینکه مساله هزینه ها و واردات تسلیحاتی ایران ممکن است یک موضوع فوری و بزرگ در منطقه باشد، مبنایی ندارد. به هر حال با توجه به همین واقعیت ها بود که ۶ قدرت جهانی طرف برجام سال ۲۰۱۵ توافق کردند که ادعای خطر امنیتی ایران درست نیست و این تحریم های شورای امنیت باید لغو شود که اولین تاریخ انقضای آن به زودی فرا می رسد.

مساله خریدهای تسلیحاتی ایران از کشورهایی مانند روسیه و چین اگر چه پیش بینی می شود که در آینده اتفاق خواهد افتاد، نمی توان تصور کرد که میزان زیادی باشد. باید توجه داشت که دو سال بعد از خروج امریکا از برجام و اجرای «کارزار فشار حداکثری» ایران تحت فشار اقتصادی زیادی قرار گرفته است و چندان منابعی برای انجام خریدها تسلیحاتی بزرگ و ریخت و پاش های غیرضروری نظامی ندارد. ضمن اینکه اساسا الگوی مصرف تجهیزات نظامی در ایران تا حد زیادی بر اثر تحریم های مستمر امریکا و متحدانش به سمت تولید داخل سوق پیدا کرده است. ایران امروز در بسیاری از حوزه های صنایع نظامی به یک تولیدکننده بدل شده و خودکفا شده است.

تصور من این است که وقتی وزیر خارجه امریکا، در مورد احتمال خرید جنگنده های مدرن روسی و چینی توسط ایران توییت می کند، چندان نگران خرید مستقیم و واردات تجهیزات نظامی این چنینی از سوی ایران نیست، بلکه در واقع نگران این است که ایران بتواند در آینده به فناوری ها و دانش فنی روز دست پیدا کند. ایران در سال های گذشته نشان داده است که از توانایی بالایی در مهندسی معکوس تجهیزات نظامی برخوردار است. حتی در گذشته شاهد بودیم که مهندسان ایرانی، پهپادی را که از امریکا به غرامت گرفته بودند، کپی برداری و بازسازی کردند. در نتیجه تصور می شود که نگرانی امریکا عموما در مورد پیشرفت دانش و فناوری در ایران باشد، نه صرف خرید چند فروند جنگنده یا تجهیزات متعارف دیگر نظامی.

روسیه و چین در سال های اخیر در موارد مختلف به ویژه در زمینه برجام و چه در زمینه تلاش امریکا برای تمدید تحریم های شورای امنیت علیه ایران، نشان داده اند که این دو قدرت جهانی نه تمایلی به از بین رفتن برجام دارند و نه تمایلی به بازگرداندن تحریم های بین المللی علیه ایران. به اعتقاد من در مورد روسیه دست کم ۴ دلیل برای مخالفت با اقدامات امریکا علیه ایران دارند که در برخی از آنها چین هم با آنها همراه است. نخست اینکه تعامل تسلیحاتی و تجارت تجهیزات نظامی با تهران که یک تجارت سودمند برای روسیه است، از زمان اجرای تحریم های شورای امنیت علیه ایران، متوقف یا خیلی ناچیز شده است. روس ها که از سال ۲۰۱۴ خودشان با تحریم های امریکا دست و پنجه نرم می کنند و در ماه های اخیر با نوسان ها و سقوط قیمت نفت خام در بازارهای جهانی مواجه شده اند، امیدوارند بعد از به پایان رسیدن مدت زمان اجرای تحریم های ایران، بار دیگر این تجارت پرمنفعت را با ایران از سر بگیرند. نفس تجارت تسلیحات – فارغ از اینکه رقم آن چه اندازه کوچک یا بزرگ باشد – فرصتی تجاری و مادی است که قاعدتا روس ها بدشان نمی آید از آن بهره مند باشند.

دلیل دوم رویکرد یکجانبه گرایانه و زیاده خواهی های امریکا در عرصه بین المللی است. تلقی و برداشت مسکو این است که امریکا با خروج از برجام یک معاهده بین المللی را نقض کرده است، در حالی که ایران این معاهده را رعایت کرده است. در نتیجه مسکو اگر بخواهد با امریکا همکاری کند، در واقع با یکجانبه گرایی و زورگویی امریکا همراهی کرده است که با اصول حاکم بر سیاست خارجی روسیه همخوانی ندارد. به ویژه اینکه یکجانبه گرایی امریکا و نقض تعهدات بین المللی می تواند باعث شود که در حوزه های دیگر به روسیه نیز آسیب وارد شود.

دلیل سوم این است که شرایط روسیه نسبت به گذشته تغییر کرده است. سه دهه بعد از فروپاشی شوروی، بار دیگر با افزایش رقابت های ژئوپولتیک میان مسکو و واشنگتن، دو کشور عملا بار دیگر در نقاط مختلف جهان در ابعاد کوچک تر در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند. در سه بحران اوکراین، ونزوئلا و سوریه، روس ها بازیگر فعالی بوده اند و تا حدی توانسته اند امریکایی ها را هم در این پرونده عقب برانند. همین رقابت باعث می شود که روس ها ترجیح بدهند در پرونده های مهم به جای حرف شنوی از امریکا، مستقیما با امریکا رو در رو شوند.

چهارم هم تغییر روابط میان ایران و روسیه است. در دورانی که روس ها به قطعنامه های تحریم علیه ایران در شورای امنیت رای می دادند، میزان همکاری ها میان ایران و روسیه چندان گسترده نبود. اما در سال های اخیر با همکاری هایی که در سوریه رخ داد و تغییراتی که در سطح روابط تهران و مسکو ایجاد شده موجب شده است تا حساب و کتاب مسکو و تهران به عنوان دو شریک با یکدیگر تغییر پیدا کند.

به این چهار دلیل من تصور می کنم که روس ها و همچنین چینی ها علاقه مند باشند که به دفاع و حمایت از ایران در پرونده های عمده بین المللی مانند برجام، پرونده هسته ای در آژانس و طرح مساله تحریم های تسلیحاتی در شورای امنیت ادامه بدهند و حتی در صورت رسیدن این پرونده ها به رای در شورای امنیت، حاضر به استفاده از حق وتوی خود باشند.

روزنامه اعتماد

دیدگاهتان را بنویسید

*